×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

هیچ چیزی بهتر از یادگیری نیست حتی ک میان 2 س

× از دوستان اهل علم و قلم و خرد میخواهم این بلاگ را غنی تر و ما را از تظرات اصلاحی / وجدید خودشون بهره مند فرمایند !-- begin susa web tools - mini counter -- src=http://susawebtools.ir/services/minicounter/counter.php?http://www.http://irajkhan404.gohardasht.com/blog.asp&skin=7&def=24001/ div align=centera href=http://susawebtools.ir/ target=_blank title=سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگسوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ/a/div !-- end susa web tools - mini counter --
×

آدرس وبلاگ من

irajkhan404.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/irpourazaddaryah

لیست دوستان

داستان حاج اقا در توالت هواپیما - طنز + واقعیتها در مواردی - مطلب 34 ام


                  داستان حاج آقا در توالت هواپيما
حاج آقا برای سرکشی به مستغلاتش در پاریس و تورنتو و همچنین سرکشی به دو تا آقازاده اش که در در این دو شهر تحصیل می کنند، آمده بود. چند روزی پاریس  بود و الان هم تو هواپیما نشسته بود و راهی تورنتو بود
این توالت لعنتی هم که همش اشغاله، اگه ایران ایر بود حتما حاج آقا با عصبانیت داد می زد: قیچی کنید، مردم تو صفند. وضعش خراب بود و به خودش می پیچید.
 
 خانم مهمانداری که داشت از نزدیکش رد میشد متوجه وضعیت اضطراری و اورژانس حاج آقا شد. گفت: اشکالی ندارد اگر از توالت خانمها استفاده کنید، به شرطی که  قول بدید دست به دگمه هایی که تو توالت هست، نزنید.
حاج آقا که به توصیه پسرانش کلاس انگلیسی رفته بود کمی انگلیسی هم می دانست و منظور مهماندار را فهمید.
تو توالت نشسته بود که متوجه دگمه ها شد. دگمه ها با حروف لاتین علامت گذاری شده بودند: وی. وی ، وی.ای، پی.پی و یک دگمه قرمز که رویش نوشته بود: ای.تی
حاج آقا که سبک شده بود، حس کنجکاویش تحریک شده پیش خودش گفت: کی متوجه میشه من به دگمه ها دست زدم؟
با احتیاط رو دگمه وی وی فشار داد. ناگهان آب ملایم ولرمی باسنش را نوازش داد. حاج آقا که داشت حال می کرد گفت: چه احساس لذت بخشی. اینهمه هواپیما سوار شدم تو هیچ توالت مردانه اي  چنین چیز خوبی ندیدم. حقشه به توالت مردانه بگیم مستراح.
 
بعد رو دگمه وی ای فشار داد. جریان آب ولرم قطع شد و بجایش هوا یا باد ملایم و نیمه گرمی شروع به وزیدن کرد و باسنش را خشک کرد. چه لذتی، حاج آقا اگه دستش بود ساعتها حاضر بود تو توالت بشینه
 
بعدش حاج آقا دگمه پی پی را فشار داد. یه چیزی شبیه همانی که خانمها با آن صورتشون را پودر مالی می کنند شروع کرد به پودر مالی باسن حاج آقا و عطر خوب و خوشی هم توی فضای توالت پیچید.
حاج آقا که حسابی کیفور شده بود  پیش خودش گفت: چه احساس شیرینی. اما این توالت خانمها هم عجب چیز محشریه ها. این که توالت نیست. اتاقی پر از احساس و عشق و محبته. برگشتم ایران حتما تو ویلای مرزن آباد میدم درست کنند.
لبخند رضایت بخشی بر لبانش نشست و چشمانش را بست و بوی خوش پودر را با نفس عمیق بالا کشید. لحظه ای کوتاه یاد آن سالهای خیلی خیلی دور افتاد. حدود بيست، سی سال پیش که تو هوای سرد زمستانی مجبور بود آفتابه را بر داره و بره  آنطرف  باغ از چاه آب برداره  و بعد گوشه دیگر باغ بره توالت. توالت که نه، همان مستراح. حاج آقا چشمها را باز کرد و این افکار و خاطرات ناجور را که میخواستند کیفش را کور کنند از خودش دور کرد.
 
پودر مالی که قطع شد، حاج آقا به دگمه قرمز ای تی خیره شد و گفت: هرچه بادا باد و انگشتش را گذاشت رو دگمه و فشار داد . . . !!!! 
چشمانش سیاه شد و دیگه چیزی نفهمید. بعدا که تو بیمارستان تورنتو  به هوش آمد  و چشمانش را باز کرد اولین چیزی که دید لبخند ملیح  یک خانم پرستاربود. با انگلیسی دست و پا شکسته پرسید: چه اتفاقي افتاده؟ خانم پرستار گفت: دگمه آخری را که فشار دادید، دگمه ای است که بطور اتوماتيك پنبه قاعدگی خانمها را بر میداره!!!
 
 بعد یک کیسه  نایلونی کوچکی که چیزی شبیه به یک تکه سوسیس تویش بود، را نشان داد و گفت: آقا، مردانگی تان را می گذارم زیر متکایتان براي يادگاري!!!!- ایمیلی که دریافت داشتم
پنجشنبه 28 تیر 1391 - 8:42:31 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
× برای این پست نظرات ارسالی پس از تایید مدیر وبلاگ به نمایش در خواهند آمد
نظر ها

http://azad2011.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 5 مرداد 1391   10:35:49 AM

ای عمو ایرج کجای کاری اون با با اگه واقعا حاجاقا بوده  که می دونه چکار کنه برای رفع عیب جدیدش   این حاجاقا ها کارهای ازشون بر میاد که بیا و ببین  والا

http://sheraz.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 4 مرداد 1391   10:31:19 AM

ایول   امیدوارم بچه های سایت بتونند سوار این هواپیماها بشن تا مشکل همه شون حل بشه مشکل دوست وتبادل اطلاعات وتمام امکانات گوهردشت و..... عمو ایرج  لطف کن یه سفارشی بده 

http://seyede khoda.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 2 مرداد 1391   1:13:35 AM

AMO IRAJ JAN,MOVAZEB BASH MARDONEGIYE KHODET BE BAD NARE...

yag

yaghotsaeedy

http://yaghot.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 30 تیر 1391   5:43:54 PM

 این هم عاقبت سوار نشدن به هواپیمایی ایران ایر 

جالب بود 

ممنون استاد

yag

yaghotsaeedy

http://yaghot.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 30 تیر 1391   5:40:55 PM

 این هم عاقبت سوار نشدن  به هواپیمایی ایران ایر !!!!!

خیلی جالب بود 

ممنون

آخرین مطالب


سرشت انسان و جانداران


کاندیداهای ریاست جمهور و رای دهندگان : درسی برای تمام فصول و انتخابات


اقتصاد مقاومتی


حغرافیای اقایان


همسر ایده ال !؟


اظهارات یک زن فا...؟


ازدواج از دید بزرگان


... نجابت ؟ و تحلیل ان


ثروت و دارایی


ماجرای تاسف بار هتل مهاباد: مرگ دختر جوان و اتش زدن هتل و...در این ماجرا در لینک زیر دقیق بخونید


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

150102 بازدید

36 بازدید امروز

97 بازدید دیروز

222 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2022 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem