×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

هیچ چیزی بهتر از یادگیری نیست حتی ک میان 2 س

× از دوستان اهل علم و قلم و خرد میخواهم این بلاگ را غنی تر و ما را از تظرات اصلاحی / وجدید خودشون بهره مند فرمایند !-- begin susa web tools - mini counter -- src=http://susawebtools.ir/services/minicounter/counter.php?http://www.http://irajkhan404.gohardasht.com/blog.asp&skin=7&def=24001/ div align=centera href=http://susawebtools.ir/ target=_blank title=سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگسوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ/a/div !-- end susa web tools - mini counter --
×

آدرس وبلاگ من

irajkhan404.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/irpourazaddaryah

لیست دوستان

جهان هستی؟ نیستی؟ و مفروضات بعد چهارم؟

بعد چهارم : ؟ در اخبار شنیده اید که فرمول نسبیت انیشتن ممکن است اصلاح شود!!!؟؟؟                                                                                              

1-    سه بعد طول عرض ارتفاع را همه میدانیم یعنی جرم/جسم که داری وزن حجم و مکان و اثر جاذبه بر او اعما ل میشود ، دو بعدی مانند سایه که طول و عرض دارد اما ارتفاع ندارد و داری وزن نیز نخواهد بود(یک بعدی هم = صفر= نیستی نسبی) ، اما بعد چهارم چیست؟

2-    دربند اول دانستیم که اجسام سه بعدی داری جرم و وزن هستند و نیروی جاذبه بر انها اثر گذار است (مثبت یا منفی / جاذبه؟/ دافعه؟/ خنثی؟ یعنی نیروی درونی برابر با نیروی وارده)

3-    تلسکوپ هابل در قرن 20 ام ثابت کرد که جهان پس از بینگ بنگ هم چنان در حال توسعه و گسترش است ؟!؟ فرض کنید که کل جهان و تمامی کهکشانها و فضای مابین انها(فضای تاریک) را مانند یک بادکنک با باد اندک در نظر بگیرید و نقاطی روی ان علامت گذاری کنید( بجای کرات/ چند کره/ کهکشان)حال این بادکنک را بیشتر باد کنید ،خواهید دید که با بزرگتر شدن بادکنک نقاط علامت گذاری شما هم از همدیگر دور ترمیشوند- فاصله بیشتری از همدیگر پیدا میکنند؟ علتش واضح است که نیروی دمیده شده شما به بادکنک موجب این تغییرات حجیم شدن و توسعه فاصله نقاط قبلی از همدیگر شده است . حال اگر جهان در حال توسعه و گسترش است!؟( هابل اثبات نموده) چه نیروئی موجب ان میشود؟ما در بند 1 و 2 گفتیم که اجسام دارای جاذبه هستند و همین جاذبه و بالانس ان / اثر گذاری نیروی جاذبه بر هم باید یا حالت استمرار موقعیت های کرات نسبت به هم باشد و یا در جهت جذب همدیگر ویا جذب در سیاه چاله ها باشد؟ پس توسعه جهان چه معنی دارد!!؟؟ اما توسعه جهان را هابل به اثبات علمی رسانیده است؟ پس این چه نیروئی و از کجا منشع دارد که بر نیروهای جاذبه کرات و کهکشان ها غلبه دارد و موجب توسعه/ گسترش جهان میشود؟به پیش توضیحات بند بعدی توجه نمائید تا بعدن برگردیم سر این موضوع

4-    هستی نیاز به مکان دارد و مکان سه بعدی  و باید جسم و جرم و حجم داشته باشد؟: هستی یک بعدی یعنی صفر= نیستی ، هستی یک بعدی نسبی احتیاج به بعد بالاتر دارد مانند دوبعدی / سایه؟و همین دو بعدی نیز نسبی است؟چون بدون بعد سوم یعنی نیستی/ مانند سایه؟انیشتن ثابت کرد که جهان دارای انحنی/ انحنا / منحنی است و منحنی یک بعدی باید در بعد دوم ادامه داشته باشد و ابعاد یک و دو در بعد سوم باید ادامه داشته باشد تا تشکیل منحنی بدهد؟/حجمی پیدا کند؟ بنا براین اگر بعد چهارمی هم باشد باید وابستگی به ابعاد نسبی ماقبل یعنی بعد سوم داشته باشد؟ بنابراین بعد چهارم بخودی خود نمی تواند وجود داشته باشد؟وباید وابستگی نسبی به بعد سوم (سه بعدی ها باشد/ یعنی جسم باشد/مکانی را اشغال کند/ و وزن هم داشته باشد؟جرمی باشد؟)

5-    بر اساس اصول علمی اثبات شده انیشتن و هابل و سایر دانشمندان زنجیره علمی مانند نیوتون و...داروین!!!؟(تکامل داروین را هم در پس زمینه خود داشته باشید تا بدونیم  به کجا در نهایت خواهیم رسید!؟) پس وقتی در بند چهارم دیدیم که جهان در توسعه است؟ در جهت عکس زمان ؟ پس هر چه به عقب برگردیم باید در جهت انقباظ بوده باشد؟و اگر ادامه در جهت عقب گرد داشته باشیم باید به نقطه صفر(نیستی) همان بینگ بنگ برسیم/لحظه ای قبل از انفجار بزرگ؟ یک بعدی = صفر=نیستی و با بینگ بنگ یک بعدی در چهار جهت به دو بعدی و هم زمان به سه بعدی تبدیل شده و توسعه را از همان آغاز تداوم مستمر داده است و ادامه هم دارد؟ و در بند 4 گفتیم که این توسعه به نیروئی مافوق تر از جاذبه های کرات و کهکشانها / سیاه چاله ها باید باشد؟!؟؟ و این نیرو باید وابستگی نسبی به سه بعدیها داشته باشد (یعنی به اجسام)؟ و چون در حال توسعه هست؟ پس برایند نیروهای اجسام ناشی از کرات و کهکشان ها با نیروی بعد چهارم به نفع  بعد چهارم بوده باشد تا بتواند نیروی لازمه را در جهت توسعه جهان اعمال کند؟ تا اینجای قضیه از نطر علمی اثبات شده است؟ اما منشع این نیروی بعد چهارم با تعریقهای علمی اثبات شده تا کنون هنوز به اثبات نرسیده است و مفروضاتی / فرضیه هائی توسط دانشمندان (البته اندیشمندان را هم به دانشمندان اضافه فرمائید؟ چون فرق دارند دانشمندان با اندیشمندان؟)

6-    - یکی از این فرضیه ها که توسط دانشمندان ارایه شده؟: بعد چهارم: انرژی حاصله ناشناخته شده؟ همان انرژی سیاه!؟ یا شناخته نشده است؟ و چرا نام سیاه بران نهادند؟!؟ چون  در جهان کرات و کهکشانها وجود دارند که قابل دید و رصد است + فضای مابین انها که سیاه است و چیزی دیده نمیشود( به اسمان نگاه کنید نقاطی روشن / ستاره ها و نقاطی / سطحی بزرگتر سیاه رنگ مابین انها می بینید؟ این سطوح سیاه چیست؟ نمیدانیم؟ چون چیزی که قابل دید نباشد؟ نمی توان در باره ان تعریفی نمود؟ مگر اثار ان به صورت انرژی و قابل اندازه گیری باشد؟ و در تعریفهای علمی ما بگنجد؟در غیر این صورت قابل بحث و تعریف نخواهد بود؟(البته بحت ازاد است/ هر چه میخواهد دل تنگت بگو) ولی تعریف علمی با چرند یات متداول در کشورها و افراد عقب مانده ذهنی مانند خود من؟ متفاوت است !؟(به کسی برنخورد من استاد دانشگاهی که ان دانشگاه مرجع در کشورمون قلمداد میشود بحث داشتم؟ به الاغ گفته بود زکی؟= کتاب سوار الاغ بکنند!؟البته این الاغ ما که کم هم نداریم؟!؟ دروس علمی را بیست بود؟ اما فقط در حد درس دادن و درس خوندن ونمره گرفتن و مدرک دادن و گرفتن / خارج از کلاس؟= ...!؟ در ادامه در این خصوص... بودن این قبیل اساتید تشریح میشود و نگران نباشید حرف بی ربط از من نخواهید شنید؟)پس بعد چهارم وابسطه به سه بعد ماقبل چیست که این همه انرژی از او ساطع شده و بر کرات و کهکشانها و جاذبه انها غلبه دارد؟باید بطور نسبی خیلی عظیم تر باشد؟و غیر قابل دید؟ودر اینصورت باید قابل اندازه گیری هم باشد؟و طبق تمام تعریفهائی که تا کنون امده باید جرم هم داشته باشد؟ پس انرژی نورانی/ نور داری جسم و جرم هست؟ اما انرژی سیاه چه نیروئی هست که نوری هم ندارد؟اما باید جرمی داشته باشد؟این جرم چیست و از کجا منشع دارد؟که نوری ندارد و دیدنی هم نیست؟!؟(ضمنن سرعت نور اعلان و اثبات شده قبلی مبنی بر 300000کیلومتر بر ثانیه درخلاء هم گفته میشود باید خیلی بیشتر از این ها باشد!؟)اگر گفته شود جرم ندارد؟پس انرژی از کجا پیدا شده؟اگر انرژیست پس باید جرمی داشته باشد؟ پارادوکس داریم در این فرضیه؟ایا باید قوانین فیزیک بازنگری و از نو نوشته شود؟ تا در کل جهان افرینش موجود صدق بکند؟!؟یا قوانین فیزیک علمی اثبات شده فقط در مورد 3 بعدی ها در جهان مصداق دارند؟(یعنی فقط در جهان هستی)البته دیگر مفروضاتی هم ارایه شدند ولی هنوز فرضیه اند؟از جمله مورد بند بعدی همین بحث

7-    فرضیه دیگر:گفته شده بینگ بنگ = خرد اولیه!!!؟و هدف خرد؟=یافتن علمی نقطه/لحظه قبل از بینگ بنگ جهان نیستی نسبی(چون یک لجظه پس از بینگ بنگ دیگر هستی و سه بعدی است و هر هستی=نسبی) بر گردیم به حیوان/انسان = جرم دارد + خرد(ذاتی/ نهادینه شده و مکمل ان اکتسابی : علم +بینش+اندیشه = سئوال کردن / چلنج کردن = خرد؟)با مرگ به ظاهر مطابق قوانین فیزیکی حاکم بر جهان هستی خرد انسان به نیستی تبدیل میگردد؟چون دارای جرم و مکانی نیست؟ آیا خرد همان انرژی بدون جرم؟ و بدون مکان؟ در دنیای نیستی نمی باشد!!!؟؟؟آیا احتمال تبدیل خرد به انرژی بدون جرم و مکان و غیر قابل دید/سیاه نمی باشد؟ در اینصورت جهان نیستی نسبی وجود دارد که قوانین هستی در ان مصداق ندارد!؟این نیستی ایا در جهان / انرژی سیاه که ما بدان نام نهادیم همان فضای میان مابین کرات و کهکشانها نیست!؟ در اینصورت فضا /حجم برایش متصور است؟ و حجم یعنی مکان!؟ و چون طبق فرضیه قبلی انرژی دارد؟ طبق قوانین حاکم بر هستی باید جرمی غیر قابل دید هم داشته باشد که فیزیک دست اورد بشری تا این قرن از توضیح آن عاجز است؟این فرضیه براساس تداوم دنیای سه بعدی در چهار بعدی مطرح است؟ و برای مثال به انرژی خرد انسان در جهان  نیستی/بعد چهارم برای درک موضوع تمثیل شده است؟ ولی هنوز پایه علمی ندارد و فقط سئوال علمی است =خرد؟،و چون جهان نیستی را کسی ندیده نمیتوان اظهار نظر قطعی نمود؟ اما پیدایش نیروئی که به توسعه جهان منجر میشود خود بزرگترین کشف علمی بشریت است؟ و بدان ارج داریم چون موجب سئوالات زیادی شده است و سئوال زیاد=خرد زیاد

8-    سلسله مراتب خرد: اطلاعا ت علمی پایه ای حد اقل تحصیلات عالی بالاتر از دیپلم علمی + تفکر عینی در پدیده های موازی/تضاد درآنها= بینش؟

- اندیشه =تجزیه و تحلیل بینش یافته های علمی بشری به روز وجمع بندی حاصله علمی از انها و ارایه فرضیه های جدید

- خرد = اندیشه + سئوالات جدید علمی بر فرضیات جدید / حل نشده = قبول واقعیت ها و رد/قبول نکردن غیر واقعیات /موضوعات/پدیده ها و مفروضات = لحاظ بودن کامل علوم در جهان بینی/ اندیشه و پندارها = تولید کننده سئوالات جدید و بالاتر(البته می بخشید این تعاریف از من بی سواد است در دنیای پیشرفته هر یک از تعاریف بطور علمی تری تعریف دارند؟ اما از انجائیکه ما در جامعه غیر علمی بسر بردیم و میبریم هنوز این واژه ها تعریق علمی متمایزی که جنبه علمی تری داشته باشد نشده؟!؟ و شاید چون من بی سواد در این خصوص هستم اطلاع ندارم!؟) همین لحظه رفتم گوگل و معنی وازگان فوق را از فرهنگ لغات دهخدا و معین جستجو کردم!؟ باید گریه کرد!؟ چون اولن فیلتر شده!؟از درب عقب وارد شدم؟بینش راکه بینائی و قدرت دید تعریف کرده؟ اندیشه را: فکر تدبیر وخرد را:زیرکی/عقل و هوش/حکمت/هوشیاری/بصیرت تعریف کرده؟ و خردمند راعاقل و صاحب عقل و خدا تعریف کرده است ؟ ما در تعریف واژگان مشگل اساسی داریم!؟ چون جامعه چوپانی / بیلی داریم که با علم بیگانه است حتا کسانی که ادعای علم دارند!؟ از جمله خود من که ادعائی هم ندارم و کسی هم مرا به... نمی گیرد؟

- فرضیه من و شاید هم خیلی ها ولی من خبر ندارم؟ بیان بکنم:خرد تبدیل شده به عمل(پندار گفتار و کردار) انسان: عملکرد انرژی های مثبت(مفید و تاثیر گذار مثبت بر دیگران و محیط زیست) یا منفی( غیر مفید و تخریبی اثر گذار منفی بر دیگران و محیط زیست) دارد و جمع جبری انرژی حاصله از عملکرد هر انسان/موجود جاندار از این تعبیر پس از نیستی/مرگ به صورت انرژی در جهان /مکان و محدوده نیستی منتشر  یا تجمع می گردد!؟ و به نسبت داشتن انرژی مثبت از نظر کمی موقعیتی در جهان نیستی پس از مرگ خواهد داشت؟ حال ارتباطی با جهان هستی دارد؟ یا نه؟نمیدانم؟ و اگر فرضیه انرژی سیاه درست باشد/ اثبات گردد شاید به برخی از این سئوالات پاسخ داده شود(البته خیلی جدی نگیرید و خواهشن به باورها نچسبانید)؟شاید درست باشد!؟

9- در خصوص اساتید محترم دانشگاه (منهای بی خردان؟) : پرسیدم روشن شدن لامپ اطاق توسط کلید روی دیوار ایا معجزه نیست!؟ گفت نه و...(البته درست گفت) گفتم اگر 200/300/1500 سال قبل کسی با فشار دکمه کلید برقی(فرض که در ان موقع برق / ادیسون در ارمایشگاهش) لامپ اطاق را روشن میکرد چه میگفتند؟ گیر افتاد و مغالطه را شروع کرد و از گفتن معجزه در ان زمان و به این پدیده تفره رفت /  حداقل تفره رفت!؟ پس معجزه حاصل نادانی ما است؟ طرف این نتیجه گیری را ازش در رفت؟ چون او علم دارد ولی خردی در پندار و عملکردش/گفتارش دیده نمیشود!؟ همین که بابا فرموده؟ رئیس فرموده؟ تعداد زیادی فرمودند؟ شاه/ خلیفه فرمودند؟ رزق و روزی فرمودند؟ رفاه و اجبار به کار فرموده؟زیاده  خواهی فرموده؟ پس درسته؟ نباید سوپاپ علم/عقل/خرد را در ان خصوص باز نمود؟ دربسته قبولش کرد؟!؟ سئوالات ممنوع نباید به ذهن خطور کند؟ و اگر خدای ناکرده خطور کرد!؟ توبه؟ و مطرحش نکرد؟ حالا دهها نمونه دیگر دارم حتا در زمینه تخصص و علمی محض خودشون و درعمل !؟ وحشتناکه ؟ روزی یکی از اساتید مطرح دانشگاه دولتی در تهران که تریبونی هم گاهگداری دارد!؟ و خود را اقیانوس دانش به عمق فقط یک متر؟(شکسته نفسی می فرمایند که عمق یک متری به خود میدهند- اقیانوسی به عمق یک متر؟ در همان رشته تخصصی خودش دماغش را گرفتم و رنگش پرید!؟ میدانید چه گفتم بهش؟ تو حوضی به عمق 1 سانت متر هم نیستی!؟ حالا در این شهر شلوغ و قحطی رجال / علم ، کتابی کپی و به فارسی بدون مجوز ار ناشر/ نویسنده اصلی ترجمه کردی و با تغییرات اندکی بنام خودت منتشر کردی؟ برای دانشجوین سالهای ابتدائی و بدون تجربه وبدون اگاهیهای علمی/ تجربی/ تکنولورژیکی درس میدهی که تشکر دارد!؟ اون تفلکها شما را از به قول خودتون اقیانوس علم و تکنولوژی قبول می کنند تا نمره خودشون را از شما بگیرند؟ راستی راستی باور کردی که ... هستی؟ دانشجویان فوق لیسانس وی وقتی در میدان کار با واقعیات اشنا و تجربه می کنند به او می خندند؟ چند نمونه  با من همکار بودند وکلی اقای دکتر اقیانوس علم را دست می انداختیم!؟ و چند نمونه پروژه اجرائی در بخش خصوصی وی را در عمل که در وسط کار ولش کرده را در سابقه اش داریم/ البته پولش را تا ممکن بوده گرفته و در رفته!؟ شاگردانش شاهدند؟) فکر میکنید چقدر؟ چند درصد امثال این استاد محترم داریم؟!؟ اشتباه می کنید خیلی بیشتر؟ اوه اوه ایرج خان تو هم مثل اینکه زیادی از کپنت حرف می زنی؟ حواست جمع باشه اقا پسر؟ حد و حدود خودت را بدون و در حد سوادت وارد حوزه علمی بشو؟ با پوزش فقط از تمام اساتید و عالمان خردمند جامعه خودمون و خوانندگان محترم - شاد و مانا باشید چون میدانم خردمند هستید انشا الله ایرج خان

سه شنبه 24 آبان 1390 - 12:13:55 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
× برای این پست نظرات ارسالی پس از تایید مدیر وبلاگ به نمایش در خواهند آمد
نظر ها

http://s4l21t4_lvl4sl-l.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 3 آذر 1390   1:17:10 PM

من هم نمیگم آهنگ زشته اتفاقا خیلی قشنگه من خداییش تا حالا گوش نکرده بودم ولی مناسب اینجا نیست وگر نه بسیار آهنگ شاد وزیباییه

http://ziba-ziba-ziba.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 آبان 1390   9:14:09 PM

سلام مطالب وبلاگ بسیار عالی وقابل استفاده است

از اینکه بزرگواری کردید وبلاگ بنده را مطالعه نمودید تشکر

از سایت گردشگری بنده نیز دیدن فرمایید با تشکر

http://ziba-ziba-ziba.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 آبان 1390   9:06:35 PM

سلام بزرکواری کردید از وبلاگم دیدن کردید تشک

در مورد وبلاگ شما انتظار میرود با توجه به تجربه وعلم شاهد مطالب مورد استفاده شما در زمان نزدیک باشیم

اگر حوصله دارید به سایت گردشگری بنده نیز نگاهی بفرمایید

www.igilan.com

http://avayeshab.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 آبان 1390   1:51:05 PM

درود

استاد عزیز امید است بزودی مطلب  جدید و

جالبی همانند قبل از شما ببینیم

با سپاس

http://shukaran.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 26 آبان 1390   12:34:04 PM

درود برشما فرهیخته گرامی

وبلاگ جالب و قابل تاملی دارید

از خواندن آن لذت بردم

موفق و موید باشید

http://texasi.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   10:37:34 PM

درود آقا ایرج عزیز

من نظرم رو به دلیل طولانی شدن در وبلاگ خودم مطرح کردم

پیشاپیش جسارت این شاگرد کوچکتون رو ببخشید

http://texasi.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   10:27:18 PM

ایرج خان درود فراوان برشما

قصد داشتم نظرم رو راجع به  بحث های مطرح شده  اظهار کنم ولی دیدم خیلی  مطلبم طولانی شد ، به خاطر همین نظرم رو روی وبلاگم قرار دادم

پیشاپیش جسارت این شاگرد کوچیکتون رو به بزرگواری خودتون ببخشید

سرفراز باشید

AM                                  

http://texasi.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   10:10:32 PM

ایرج خان  درود

میخواستم براتون نظر بذارم که بعد از نوشتنش متوجه طولانی بودن نظرم شدم

این شد که اون رو روی وبلاگم قرار دادم

پیشا پیش جسارت این شاگرد کوچیکتون را به بزرگواری خودتون ببخشید

منتظر نظرات شما و دوستان هستم

سرفراز  و پیروز باشید

AM                                   

http://irajkhan404.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   6:38:07 PM

با درود به تمامی دوستانی که مطلب منو مطالعه و نظرات محبت آمیز اظهار فرمودند(منو شرمنده محبتهای خود نمودند) و هم چنین نظرات مکمل / موازی / اصلاحی / انتقادی(خوشبختانه تا کنون نبوده)مطرح فرمودند ، بی نهایت سپاسگزارم ، و خوشبختم که در چنین سایتی که محوریتش پیدا کردن دوست / همدم/ همسر و تبادل اطلاعات می باشد؟ افراد فرهیخته / دانا/ اندیشمند و خردمند زیادی وجود دارد که  یادگیری را از من و دوستان خود دریغ ندارند - همگی شاد سربلند بالنده و مانا باشید - ایرج

http://ctn.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   6:10:45 PM

استاد گرامي ضمن عرض خسته نباشيد وتشكر فراوان خيلي خرسند هستم از اينكه تو اين سايت با شما آشنا شدم و بي صبرانه منتظر نظرات و مقاله هاي بعدي شما در وبلاگتون هستيم.

http://avayeshab.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 آبان 1390   3:33:08 AM

درود استاد گرامی.. مبحث فوق العاده جالب و سنگینی رو باز کردید اینکه تا قبل از گالیله تصور اینکه زمین گرد هست خارج از تصور و خیال بود و یا قانون جاذبه نیوتن و همینطور فرضیه نسبیت اینشتین تمامی اینها تحت عاملی عنوان شده به نام اندیشه و خرد ادمی.. اما ایا براستی این ادمی این موجود دوپا وسعت اندیشه و فکرش تا کجا ادامه داره ایا برای اون میشه محدودیتی قائل شد اگر اینچنین هست و مغز ما فقط دارای گنجایش و یاد گیری محدودی هست پس در مقابل هاوکینگز و یا هایزنبرگ و باقی دانشمندان چه موضعی رو باید گرفت...همانطور که گنجایش عقل و هوش و یادگیری انسان حد ومرزی نیست میشه به قوانین نسبیت و فرضیه هایی که بر این اساس ارائه شده..به نظریه مهبانگ نه به عنوان یک فرضیه و نظریه بلکه به عنوان یک اصل پذیرفته شده نگاه کرداینکه وجود عالم هستی و چگونگی تشکیل اون از قوه و تصور بشر بدور هست میتوان درست به مانند این باشه که به همون اندازه که انسان داری عقل هست به همون اندازه بی خرد هست

استفان هاوکینگز نظریه‌ تخمین محافظت از تسلسل وقایع را مطرح می‌کند و معتقد است که یک نیرو یا عامل خاص باعث می‌شود تا اجسام فیزیکی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیکی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می‌افتد برای مثال انرژی خلا کوانتومی در صورتی که هیچ محدودیتی برای ورود به حفره‌های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند کرد و دفع خواهند شد

هیچ نکته ای بالاتر از این نیست که فضای خالی، خالی نیست بلکه جایگاه شدیدترین و قهارترین داستانهای فیزیکی است. فیزیکدان معروف ، جان ویلر پدر سیاهچاله ها

با توجه به این که همه ما مسافر زمان هستيم زمان در حول و حوش و به پيش ميرود و آينده به حال تبديل ميشود. نشانه اش هم رشد موجوداتاست. ما بزرگ ميشويم و ميميريم. پس زمان در جريان است فرض کنیم بشر امروز در یکی از این سیاهچاله ها و یا کرم چاله ها میافتاد تصور کنید چه اتفاقی برای انسان میافتاد وقتی پاسخ سوالهای خود رو انطور که درست بود میگرفت... چه فاجعه عظیمی برای باورهای بشریت از ابتدا تا به امروز

درک واقعیت جهان موازی بستگی شدیدی به درک انسان از زمان دارد. به گفته کرول ما زمان را به صورت واقعی احساس نمی کنیم، تنها شاهد گذشت آن هستیم. برای مثال گذشت زمان در هنگام یک مسابقه هیجان انگیز بسیار سریع و در سر کلاس یک درس کسل کننده کاملا کند است یا هنگامی که فردی تلاش دارد با تاخیر در دفتر کارش حاضر نشود، دقایق برای وی با سرعتی باور نکردنی می گذرند اما چند دقیقه باقی مانده از ساعت کار به راحتی با چندین ساعت برابری می کنندشان کرول معتقد است تا زمانی که نتوان تمدنهای فوق پیشرفته بیگانه را تصور کرد که پی به واقعیت این نظریه برده اند، انسانها تحت تاثیر امکان وجود جهانهای دیگر قرار نخواهند گرفت. وی معتقد است هرگز فردی قادر به ابداع دستگاهی نخواهد بود که با استفاده از آن بتوان میان این جهان ها ارتباط برقرار کرد

حکیم یونانی برمانیدس می گفت از هیچ چیزی بوجود نمی آید و عقل از قبول چنین امری امتناع دارد دیمقرازطیس، حکیم دیگر یونانی قبل از میلاد اجسام را از ذرات تجزیه ناپذیر می دانست که در جهان مَلا ها را تشکیل می دهند و جنبش آنها در خلا است و بنابراین سراسر جهان از خلاء و ملاء تشکیل شده است- ارسطو از خلاء تنفر داشت، او می گفت هر زمان که سعی کنیم تمام ماده یک منطقه از فضا را برداریم تمایل در مواد مجاور آن آنقدر زیاد است که بلافاصله جای خالی آن را پر می کند. لذا به عقیده او ماده همه جا وجود دارد. از بیان فوق معلوم می شود که فضای عالم همه جا بایستی پر باشد و خلا وجود نداشته و محال است و موجودات بهم متصل می باشند و یا به یکدیگر احاطه دارند، چون ظرف و مظروفند. اما درک جدید ما درست مخالف آن است. ماده در عالم یک وجه استثنائی است. علی الظاهر قسمت اعظم بین ستارگان یا نزدیک آنها خالی است، یعنی خلا است و حتی در اجسام سخت عمده ساختمان شان فضای خالی است. تمام جرم اتمی عناصرمختلف در هسته مرکزی اتمی شان متمرکز شده است هسته اتمی ده هزار مرتبه کوچکتر از خود اتم است در مقایسه بزرگی هسته نسبت به تمام اتم چون دانه ارزنی در وسط یک اتاق خیلی بزرگ معمولی است و تعجب آور تر اینجاست که تمام جرم اتم عملاً در همان هستهء نقطه وسطی می باشد، از اینرو تمام اجسام عالم بالونهای توخالی می باشند

در نقض علت و سبب خلقت از هیچ با توجه به تئوری هایزنبرگ مولانا چنین فرماید

هــــر چــه خـواهـــد آن ســبـب آورد

قـــدرت مـــطلــق ســـببـها بـــر درد

این سبـبها بـر نظر ها پرده هاست

که نـه هر دیـدار صنعش را سزاست

دیـــده بـایــد سبــب ســوراخ کــن

تــا حـجب را برکــنـد از بـیـــخ و بـــن

تــا ســبــب بــــیــنـد انــــدر لامکــان

هــرزه دانـد جـهد و اکسـاب و دکـــان

و در آخر ما میمانیم و سردر گمی.. چندین سال پیش کتابی از اقای ابراهیم ویکتوری بدستم رسید با عنوان شگفتی های جهان باور بفرمائید تا مدتها بعد از خواندن این کتاب مغزم همانند بالنی که مرتب از هوا خالی و پر میشد بود هم در بی وزنی و هم از سنگینی و فشار و اصلا نمیدونستم تصور انچه رو که خونده بودم داشته باشم... با توجه به مطالبی که در بالا از بعضی منابع کپی کردم چون من پشیزی هم سواد و معلومات ندارم برسد به اینکه بخوام تعبیر و نفسیر کنم باید این نتیجه گیری رو از برداشت های خود داشته باشم که انچه در جهان پیرامون ما میگذره درست به مثابه افتادن در کرم چاله هایی است که ما رو از تونلی به تونلی میبره ودر هر عبور با از کهکشانی فوق العاده بزرک روبرو میشیم که هزاران هزار سوال بدون جواب رو برامون به وجود میاره.. با عرض پوزش از خط خطی کردن وبلاگ ارزشمند تون

http://kumeh.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 آبان 1390   12:39:00 PM

استاد سپاس از مطلب فوق العاده جذاب وجالبتون قدر مسلم اینکه ایجاد تکانه های اینچنینی  ولو اندک اما مفید تلنگری به کله جماعت خشکمغز خشک انیشه  میزند که گهگاهی به آن پدیده بین دو گوششان اجازه ی مرخصی از لاطاعلات موروثی بدهند وورا وفرای این افکار وباورهای منجمد شده ی آبا واجدادی کمی بیندیشند که شاید از منظری دیگر هم بشود به خیلی از مقولات تابو شده نگاه کردو (پروردگار) شما را قرین رحمت والطاف خود کند که راه را برای نو آموزانی چون بنده ی شاگرد تنبل کلاس هموار میکنید تا بپرسیم ونترسیم وبیاموزیم.........................سپاس

http://kumeh.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 آبان 1390   6:32:21 PM

درود ایرج خان جالبه بلاخره دوست فرهیخته ای مثل جنابعالی پا به عرصه ای گذاشتید که مدتهاست دغدغه ی ذهن خیلیها شده ودر این میان واکنش ونظر دوستان باید خواندنی وجالب توجه باشه خواهشی که ازتون دارم این مطلب رو زود بر ندارید ومرتب به روز کنید....تا چه پیش آید...........................سپاس

http://avayeshab.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 آبان 1390   6:33:27 PM

درود

موضوع جالبی رو در عنوان داستان بیان کردید و نتیجه گیری از اون بستگی به دید افراد و نظرگاهشون به مسئله غیرت باشه. در دنیای لغوی غیرت اشاره دارد به نوعی طرز فکر، یا نوعی احساس و یا نوعی رفتار که در زمانی اتفاق می‌افتد که شخص تصور می‌کند توسط شخص دیگری مورد حمله قرار گرفته‌است. این در حالی است که حتی آن شخص ممکن است از این موضوع اصلاً اطلاعی نداشته باشد

بطور کلی غیرت یک احساس مقاومت و جلوگیری است در مقابل کسی که می‌تواند رابطه‌ها و یا ارزش‌های ما را دچار اشکال سازد. غیرت همچنین باعث خشم، عصبانیت و.. و گاها افسردگی نیز می‌شود و در کل به سه مورد دسته بندی شده است.. غیرت مذهبی .. که اصلا نمیتوان برای ان ارش خاصی به نظر من قائل شد در دنیای ازاد و دموکراسی میتوان از یک مذهب دفاع کرد اما در مقابل باید توان به  ظرفیت به چالش کشیدن اون را از طرف دیگران داشت اگر غیر از این باشد از اون باید به عنوان تعصب خشک و دور از منطق نام برد..دوم غیرت ملی و یا ارق ملی که خواه و نا خواه در وجود هر فرد با هویتی که از هویت و جایگاه خویش اگاه هست وجود داره و به نطر من ارزشمندترین و بالاترین صفت پسندیده ای هست که هر انسان با شرافت و مسئول باید اون رو داشته باشه و نوع سوم غیرت ناموس پرستی که باز هم به نظر من از منطق و عقل داشتن و قبول کردن این نوع غیرت پایه و اساس درستی نداره و با منظق و اندیشه اصلا منافاتی نداره.. انسان اگاه که داری قوه تفکر و عقل و اندیشه هست خود میتونه برای خود تصمیم بگیره ناموس هر شخص فقط به خود اون شخص ربط داره و در ردیف خصوصیترین داشته های ادمی قرار میکیره.فرد اگاه خود تصمیم میگیره چکونه از وجود خود استفاده کنه و تعصبات گروهی و یا خانوادگی هرگز اجازه نباید داشته باشه که در مورد این مسئله بخواد قانون بذاره و در چهار چوب اون عمل کنه.. در اینجا من شهامت این رو دارم که خودم رو مثال بزنم من اختیار تن و بدن خودم رو دارم و این یک مسئله شخصی و کاملا اختیاری از طرف شخص خود من هست و اصلا لزومی نداره عده ای به نام ناموس پرستی بخوان من رو مجازات و با توبیخ و حتی قانون برام وضع کنند و یا حتی قوم و قبیله در مورد من تصمیم بگیرند.اگر انسان عشق به وطن داشته باشه میتونه هم ناموس پرست باشه و از ارمانهای انسانی دفاع کرد و این نوع عشق به یک چیز خاص میتونه باعث از بین رفتن بسیاری از باورهای غلط از جمه واژه اشتباه و سراسر بی مفهوم غیرت ناموسی باشد.

آخرین مطالب


سرشت انسان و جانداران


کاندیداهای ریاست جمهور و رای دهندگان : درسی برای تمام فصول و انتخابات


اقتصاد مقاومتی


حغرافیای اقایان


همسر ایده ال !؟


اظهارات یک زن فا...؟


ازدواج از دید بزرگان


... نجابت ؟ و تحلیل ان


ثروت و دارایی


ماجرای تاسف بار هتل مهاباد: مرگ دختر جوان و اتش زدن هتل و...در این ماجرا در لینک زیر دقیق بخونید


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

150100 بازدید

34 بازدید امروز

97 بازدید دیروز

220 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2022 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem